عشق
عشق اول و آخر خداست
درباره وبلاگ


سلام خدمت همه دوستان گرامی
خواهشا نظر بزارین تا بدونم نظرتون درمورد وبلاگم چطوره
تا در بهبود این وبلاگ کمکم کنین
با تشکر از همه
مدیر وبلاگ : بانو



فرصت استثنایی کسب و کار اینترنتی
نویسندگان
بانو (338)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
جمعه 10 آذر 1391 :: نویسنده : بانو

سخته حرفم ولی باید رفت
دیگه تمومه دیگه بریدم

دیگه خستم از این كه هر چی
هی اومدم و نرسیدم

سخته حرفم ولی باید بدونی خستم
ولی باید بدونی كه میرم با یه یادگاری رو دستم

با یه یادگاری رو دستم

سخته رفتن بس كه سردم
من حرف دل های شكستم

من با هر خاطره با غم -- میرم با اینكه وابستم

سخته رفتن تلخه حرفم -- ببین من در ها رو بستم
.
من از غروب جمعم
حتی از سكوت صبحم خستم


سخته حرفم رسیده وقت رفتن
به یاد اون روزا كه اسمت هر یه سطر دفتر

نقش می بست چشم با اشك خیرست به
فردایی كه توی زندگیم یه بخش دیگست

من نمی دونم بهت نمیومد
كه خودتو بكشی كنار از كنار من تو بری گلم

نخواستی بفهمی این رو كه من عاشقتم؟؟؟
فهمیدم حق میدم بهت باشه بخند، به من

واقعا كه حق داری بخندی
كه با اون نگاهت منو به رگباری ببندی

كه بدتر از صد تا گلوله سرب داغه
با تو فكر می كردم طلوع صبحه آخه

تا وقتی بودی توی زندگیم من غم نداشتم -- واست تا جایی كه تونستم من كم نذاشتم

البته خودم می خواستم اینا منت نیست -.- ولی با تو بودن واسه مَن مِن بعد ریسكه

دیگه با خاطرات با تو خوشم پس
چون كه حتی فكر بی تو بودن كشندست
.
بذار بگم آخرین سطرم رو بخونی
من میرم تا شاید تو قدرم رو بدونی


سخته رفتن بس كه سردم
من حرف دل های شكستم

من با هر خاطره با غم
میرم با اینكه وابستم

سخته رفتن تلخه حرفم
ببین من در ها رو بستم

من از غروب جمعم
حتی از سكوت صبحم خستم


سخته حرفم رسیده وقت رفتن
گذشت اون روزا تو حرفا بودی حرف أول

حس می كردم أخیرا حرفات با خراشه
اونجا بود كه فهمیدم این قصه آخراشه

وقت رفتنه وقت دفن قلبمه -- و خودت می دونی تمومه الكی جو نده

حرف های تلخت هم كه نمك زخممه -- و تنها دلخوشیم به قلم دستمه

و باز منم و حسرت اینكه دوباره تنهام
و از خدا حالا می خوام من دو بال پرواز

می دونی چند بار گفتم كه تو مال من باش؟؟؟
بگذریم دیگه زدستم در رفته شمار دردام

تو كه می دونستی من تكیه گاه محكمتم
بگو با من دیگه چرا آخه نوكرتم؟؟؟

من كه هر دقیقم وابسته به دقیقه تو بود
من كه حتی لباس تنم به سلیقه تو بود

منی كه دست هیچكسی رو با وجودم نمی گرفتم
تو باعث شدی كه توی قلبم نمیره نفرت

رسیده وقت رفتن
هرچند من از دلت خیلی وقته رفتم

باشه تو بردی و اینا برات افتخارن؟؟؟
تو ختم عالمی و منم اند خامم؟؟؟

فکر نكنی أهل جبران یا انتقامم
خودم باید دقت می كردم تو انتخابم

سخته رفتن بس كه سردم
من حرف دل های شكستم

من درد تموم دنیام
كه زخم هام رو خودم بستم

سخته رفتن تلخه حرفم
ببین من در ها رو بستم

من از غروب جمعم
حتی از سكوت صبحم خستم.






نوع مطلب : متن آهنگ، 
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30